X
تبلیغات
pazhoheshgaran - بررسی نقاشی در عهد صفوی
تاريخ هنر

مركزآموزش علمي-كاربردي شركت خدمات علمي-صنعتي خراسان

بررسی نقاشی در عهد صفوی

درس:تاريخ هنر ايران

استاد:عليرضا جهانمرد

دانشجو:زینب بیچرانلویی

فصل اول  : تاریخچه

 هرات در سال 1507 با حمله شیبک خان ازبک سقوط کرد . خود او نیز سه سال بعد در جنگ مرد بدست شاه اسماعیل بیست وسه ساله شکست خوردو به  قتل رسید اسماعیل که قبلا در ابتدای قرن شانزدهم ترکمانات آق فویونلو را تار و مار کرده بود .اکنون با این پیروزی بیشتر موقعیت خود را در امپراتوری خویش استحکام بخشید . بعد از هشت قرن ونیم استیلای  عربها و مغولان تاتارها بکار دیگر ایران انسجام یافت . دوره جدیدی آغاز شده بود سلسله صف وی که بدست اسماعیل پایه گذاشته شده بود .بیش از  دویست سال دوام یافت و بعد بدست افعانها منقرض شد .

 سرگذشت موج عظیم  تعصب شیعه گیری و ملی گرایی ، صفویان را به قدرت رساند نسبت ادعا شده اسماعیل از طریق آن زاهد اردیبلی به علی ( ع ) و شخص پیغمبر ( ص ) و نیز با تیره پادشاهان ایران باستان ،  تاثیر جاذبه ای نیز مذهبی که قدرت جدید را فرا گرفته بود ،  همگی اینها فصل گرایی را در تاریخ ایران تشکیل می ده ند . شخصیت اسماعیل معجون غریبی از نجابت و هرزگی ، سخاوت و قساوت ددمنشانه بود ، رمز نفوذ تحمیلی او بر مردمی که او را همچون خدا می پرسیتیدند وبر سربازانی که به قدرت او آنقدر کورکورانه سرنهاده بودند که کاربرد سلاح را در جنگهای او ننگ می دانستند  ، بر ما پوشیده است .ولی زنو و آنجیوله لو دو سفیر ونری – از جوانی خیره کننده او تصویر روشنی بدست می دهند . « همچون ملاحت دختران دارد .

چپ دست مادر زاد است : مثال آهو بره ای سر زنده و چالاک و قویتر از همه اربابانش است او در تیر اندازی به سیب ، به قدری مهارت دارد ، که از هر ده سیب شش عدد  را حتما می زند » او در سیزده سالگی دیگر  فاتحی بزرگی بود . زنو می افزاید : او  دارای « شخصیتی  اشرافی و رفتاری واقعا شاهانه بود زیرا در چشمانش  چیزی که نمی دانم چیست : وجود داشت که بسیار عظیم  ، نافذ  و آمرانه بود و بوضوح نشان می داد ، که او روزی حاکمی بزرگ خواهد شد . او بطور یقین از صفاتی برخوردار بود ، که نژادی را که ویژگی ها تاثیر پذیری داشت مجذوب می کرد و می توانست بعنوان رهبری کمال مطلوب ، به هنگامی که ملت به اوج اثبات موجود خود می خیزد بیعت آنان را جلب می کند .

پایتخت سلسله صفویه ابتدا تبریز بود بعد قزوین ( اندکی بطرف جنوب شرقی ) شد انتقال پایخت از شرق به غرب ایران اثرات مهمی بر پیشرفت نقاشی ایران داشت . 

بدیع الزمان  شاهزاده تیموری که در سال 1506  جانشن پدر شد و به همراهی برادرش به فرمانروایی هرات رسید در اثر هجوم ازبک ها در سال بعد به پیش برادر زن خود فرار کرده احتمالا برخی از هنرمندان درباره نیز همراه وی بود اما بهزاد که برجسته ترین نقاش بوده همراه با برخی دیگر در هرات که در دست شیبک خان بود باقی ماند .در اثر شکست و سپس قتل شیبک خان به سال 1510 ظاهرا هنرمندان بیشتری به تبریز مهاجرت کرد .

باری ، بهزاد  همان هنگام یا اندکی بعد به آنجا نقل مکان کرده اگر جه جزئیات این امر معلوم نیست ، و لی بنا به شرح عالی – مورخ  ترک – شاه اسماعیل در سال 1514 قبل از جنگ   چالدران  بهزاد را همراه با خطاط مورد توجه اش شاه محمد را در غاری پنهان کرده و سلطان سلیم یاور بدنبال پیروزی خود تبریز را با  تصرف در آورد ولی پس از یک هفته بدیع الزمان  وچند هنرمند را از آنجا خارج کرده و با خود به قسطنطنیه برد .


 

 چند کتاب خطی ایرانی ، که اکنون در مجموعه های استانبول  موجودند ، به احتمال زیاد بایستی در همین زمان به ترکیه آورده شده باشند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همچنان پایتخت  مهم ولایتی تحت حکومت تبریز بود ، بلخی هنرمدان در سالهای نخست قرن شانزدهم ، دوباره به بخارا مهاجرت کردند ( شاید از آنرو که می ترسیدند بعد از تسلط کامل صفویان بر هرات ، در زیر فشار تعصب شیعه گری صفویان قرار گیرند ) در سال 1535 نیز که هرات دچار کمی د یگر از حملات متوالی ازبکان شد گویا مهاجرت بیشتری بوقوع پیوست از این زمان به  بعد تا درست بعد از نیمه قرن شانزدهم ، تهیه کتابهای فراتر از آمودریا با تصاویر زیبا ، حاصل کار خطاطان و هرمندانی که با قواعد خراسان آموزش دیده بودند ادامه یافت .

 بنابراین پیش از پرداختن به جزیئات مبحث نقاشی سبک صفوی بهتر مطالبی را در باره نقاشی که اوایل  ویمهق رن شانزدهم ، که در خبارا بوجود آمدنمد بیان داریم .


بهترین  نقاش و ظارها سر آمدن قاشان سبک معروف به بخارا محمود مذهب بود و خودش به  همین نام امضا می کرده بنابر گفته عالی ن ویسنده ترک وی شاگرد مدیر  علی ، خطاط هراتی بود تذهیب را بهتر از خطاطی انجام داد 

او در سال 957 ه. ق / 1550 م در گذشت . م سکیسان در کتاب خود مطالب جالب توجهی در مورد  این هنرمند نگاشته است به عقیده اوئ بعد از آنکه ازبک ها هرات را به تصور در آورند ( 1535 م )

محمود مذهب از آنجا به بخارا تبعید شد .او بدون تردید در بخارا کار می کرد و باید موجب دوام  حدود سی سال دیگر سبک نقاشی ای در ماوراء النهر که دقیقا به آثار هرات قرن پانزدهم  هم شباهت داشت  بوده باشد .

اگر چه نقاشی بخارا بیشتر سنتی است وتحت تاثیرات جدید قرار ندارد ولی ویژگی و گ یرایی خاص خود را  داراست که تا حدی مبتنی بر ساده کردن کلی قواعد کهن تر و کاربرد بیش از حد رنگهای خالص است . انواع پیکره ها همان طور که در مضامین تکراری دیده می شوند در آثار بخارا نسبتا کوتاه وتنومند نمایش داده دشه اند تاثیر مکتب  بهزاد را در طراحی رنگها ، و درحالات و حرکات آن آشکار می توان دید .

 با  این حال چندین طرح تزئینی و منفرد از یک پیکره و یا چند پیکره وجود دارد که شاید مبتکر انها محمود باشد .

برخی از این طرحها  حاکی از قوه ابتکار واقعی در زمینه ریتم های جدید وبا حالت  و نیز ترکیبات رنگی حسورانه است .

 یکی از خصوصیات نمایشگاه  برلینگتن تعداد آثار بخارایی بود ، بخش قابل ملاحظه ای از آنها ، تا قبل ناشناخته بود و برای اولین بار در کنار همدیگر یکجا به  نمایش در  می آمد  . از جمله  آثار مورد  توجه خاص آثاری به امضای محمود وشاگردش عبد الله بود  .در مجموعه ای از حرم مشهد ،چهار طرح از محمود از محمود با پیکره هایی با رنگ آمیزی مشخص مکتب  بخارا وجود داشت . تا  پیش از آن فقط  یک طرح  امضا از او به این کسب شناخته شده بود و آنها برگ کوچکی در برلین است .این طرحها بزرگتر و بسیار مهمتر بوده ولی متاسفانه سه عدد از آنها آسیب دیده اند ، و یکی از آنها به قدری صدمه دیده که قابل چاپ نیست . این طرح تصویر یک جوری از نمونه معروفی است که ظاهرا  در آثار شاهقلی و شاگردش ولی جان به شیوه ای کشیده شد که در قسطنطنیه از توجه خاصی برخوردار شده است . بر روی طرح دیگر ، این عبارت دیده می شود « لعبتان چینی » که ترکیب بندی زیبایی  دارد . از این طر در جای دیگری اشاره ای نرفته است نمونه های پوشاک چینی در طرح مزبور خیال انگیز تر از پوشاکی هستند که در تصویر باغ معروف موجود در موزه  هنرهای تزئینی یافت می شود در دوره حکومت بعدی نیز ، هنرمندان همچنان از حمایت پادشاه بهره مند بودند .  این امر نتایج عالی بار آورد زیرا پس از آنکه تهامسب ده ساله در 1524 بجای پدر برتخت شاهی نشت ، نوشته اند ، که سلطان محمد نقاش بزرگ ، به او نقاشی آموخت بطوریکه تهماسب در تذهیب سر لوح ها مهارت فراوانی کسب کرد و در جوانی بقدری شیفته نقاشی بود ، که تمامی اوقات آسایش خود را صرف آن می کرد . نقاشان بزرگی چون بهزاد و سلطان محمد و آقا میرک نیز جزو مقربان شاه  جوان شدند .تهامسب تمرین خطاطی قالی نیز می کرد .بنابراین اوضاع نیمه اول قرن شانزدهم برای تحول نقاشی فوق العاده مساعد بوده  حمایت درباری شکوهمند    ارتباط نزدیکترین مکاتب شرق وغرب که در سایه یک پارچگی ایران مسیر گشته بود ، و نیز رشد وانتشار تکنیک ، که در هرات و دیگر پایتخت ها ، قرن پانزدهم بنحو بسیار دقیق پر مایه شده بود ، همگی در این زمان ، آن چیزی را ببار آورد که بسیاری از منتقدان اوج سب کایرانی میدانند تحقق کامل شکوه ظرافت وتزئیین خصوصیات معرف نقاشی صفوی اوج تجمل و زرق وبرق سنجیده شده است .که نشان از ذوق وسلیقه غنی تر و لطیف تر در باره صفوی نسبت به دربارهای پیشین دارد .رنگهای عالیترین رنگها ، نقها رو به کمال و موضوعات را مقبول ، صحنه های زندگی درباری هستند که از پیکره های فراوان با پوشاک فاخر بر گرد غرفه های مجلل طاقدار باغهای شاهانه برخوردارند .ترکیب بندی ها به ایستایی گرایش دارند و. پسران و دختران زیبا وخوش اندام لمیده و م شغول  عیش و  نوشند یا نغمه می نوازند .ولی باز همان توجه به گیرایی و شکوه فراوان در صحنه های حرکت ، شکار و تصاویر رزم گنجانده شده است .در این صحنه ها ، پیکره ، مرکزی معملوا تصویر نمایان شهریار وقت  است .

در نقاشی ایران دوره تمایل هنرمندان هرات ، به پرهیز از رنگهای گرم دیگر مشهود نیست ، آنان هر ترکیب رنگی  را آزادانه بکار می گیرند ولی برای دستیابی بر شکوه وجلال شیوه های تکنیکی را  پر مایه تر و استادانه تر می گرداند .

علاوه بر زرافشان کردن کردن کاغذ واستفاده از کاغذها و ابر وباد در صفحات متناوب با رنگهای گوناگون پر می کردند ، کاربرد هنری نقاشی تا بروی جلد کتابها که اغلب لاکی بود گسترش یافت . در ضمن بسیاری از نقش مایه های نقاشان  در نقش قالی ها و پارچه های این زمان که بدون تردید  اغلب بدست نقاشان دربار طرح می شد راه یافتند .


 

 پابه پای آثار نقاشان بزرگ کتابخانه های سلطنتی ، سایر سفارش حامیان کم ثروت تر ، تعداد زیاد نقاشی های بسیار کم زرق و برق تر تهیه شد .برخی از این ها آثار واقعی محسوب می شوند و تنها تعداد اندکی  فاقد گیرایی هستند ، ولی بی شک به دنبال افزایش تقاضا، آثار ضعیف و سطحی نیز که در صدد آنها در مقایسه با  گذشته نسبتا بیشتر بود – تهیه  می شد .


فصل دوم : نقاشی در اوایل دوره صفویه

 نقاشی اوایل دوره صفویه را عموما می توان  با جزئیات  نوع پوشاک که از همه مشخص  تر خصوصیت بارز و دستار است ، زود تشخیص داد .شخصه این سرپوش عجیب ، کلاه باریک و کشیده  ای است که در امتداد آن چوبی قرار دارد که غالبا تا  چندین سانت بالاتر از دستار که بدور آن پیچیده شده ادامه می یابد .

 نمونه معرف نقاشی دوره انتقالی بین سبک قرن پانزدهم هرات و سبک صصفوی تصاویر نسخه ای است که در بلخ به سال 1504 کتاب شده است این تصاویر به آثار قرن پانزدهم بسیار شبیه اند و دستارهای صفوی که در آنها دیده می شوند در آن تاریخ در خارج از قلمور شاه اسماعیل پدیده مجزایی به نظر می رسید .

 یکی از عالی ترین نسخ این دوره نسخه نفیسی آثار امیر علیشیر نوایی در کتابخانه پاریس است ،که تهیه آن در هرات به سال 1527 به پایان رسیده است و تصاویر آن در بسیاری از کتب مقر چاپ شده اند این نقاشیها بی امضا هستند ، ولی احتمالا  دست کم تعدادی از آنها کار شاگردان تبریز بهزاد می باشند . در هر حال امکان ندارد که هنرمندان در یکی از دیدارهای غیر اتفاقی شاه از هرات ، همراه  وی نبوده باشند .شاید هم این نسخه  در هرات کتاب شده و تصاویر را بعدها در تبریز بدان افزوده باشند  در یکی از این تصاویر ، که صحنه آشکار است .بهرام گور را شبیه شاه اسماعیل نمایش داده اند .در اثر دیگر از مرگ فرهاد را نشان میدهد .تاثیرات شدید سبک قرن پانزدهم وجود دارند ، ولی در اغلب نقاشیهای دیگر ، سبک صفوی کاملا استقرار یافته است . م . بلوشه تردید دارد که صحنه عشق شیخ صنعان به دختر ترشا ، کار خود بهزاد باشد ، البته بیشتر به این سبب که تصویر شیخ با تصویر مشابهی در نقاشی کوچک نسخه 1524 شباهت دارد . با این حال در این زمان بهزاد بایستی پیرمردی بوده ابشد و تصویر موجود کتابخانه معنی پاریس هیچ نشانی  از ضعف و فتور در او نشان  نمی دهد .

در حالیکه تصویر کوچک مزبور با وجود گیرایی فراوان آن از نظر استحکام و صلابت طرحی به پای آن نمی دهد .


تعداد قابل توجهی از سایر نقاشیهای این دوره یا پیشتر از آن در دست است که برخی از زیباترین آنها ت صاویر نسخه خمسه نظامی سال 1524 محفوظ در موزه متروپولتین نیویورک هستند .کاتب این نسخه  سلطان محمد نو هراتی است که در سایه حمایت امیر علیشیر بسر می برده است .در تصاویر این دو نسخه و در تصاویر نسخ اندکی خشک هستند ودر آنها هنوز کمال پختگی دیده نمی شود.


 طراحی هنوز با آن حد از روانی که اندکی بعد از آن پریدآهو نرسیده است با این حال تصاویر آن از گیرایی و زیبایی قابل توجهی برخوردارند و کار هنرمندان بر قریحه ای هستند که نمی توان آنان را به تسیلم بیش از حد با هدفهای شکوهمند و شیفتگی به نفاست کار منصف کرد .

 تصاویر دیوان حافظ م .کارتیه که در برلینگتن هاوس به نمایش در آمدند .خصوصیت مستقل بیشتربر خورد قسمتهایی از این نسخه را نقاشان نامدار سلطان محمد وشیخ زاده مصور کرده اند تاریخ دقیق آن معلوم نیست و نمی تواند به تاریخ  پیش از تولد سام میرزا تعلق داشته باشد .زیرا سام میرزا که برادر شاه تهماسب است ، نامش در عبارتی بر روی یکی از نقاشیهای مزبور آمده است . البته در صورتی است که نوشته مزبور بعدها بدان افزوده  نشده باشد و برای اثبات این موضوع هم دلیل در دست نیست .

صدها نمونه از آثار نقاشان قرن شانزدهم  بر جای مانده اند ، بیشتر آنها بدون امضا و تنها اندکی ، حاوی اشاراتی بر هویت هنرمندان هستند از این گذشته  حتی وقتی هم یک نقاشی حاوی نامی باشد .قضاوت بین امضای اصلی وعباراتی که صاحبت کتاب با مسئول کتابخانه در مورد انتساب آن نوشته .معمولا  دشوار است ، البته این حاشیه نوشته ها ممکن است در همان زبان انجام گرفته که در این صورت احتمال دارد اصل باشند ولی گاه متعلق به زمان بعد از نقاشیها هستند .

اسکندر منشی وقایع نگار اوایل قرن شانزدهم  سلطان محمد نقاش دیگر را با بهزاد همتراز می داند به گفته او هر دو از نظر ظرافت قلم خود به رفیع ترین جایگاه آوازه ای عالمگیر  دست یافتند  و تهامسب نیز که در عنفوان  جوانی شور وعلاقه بی نهایتی به نقاشی داشت شاگرد  سلطان محمد بوده است  امروزه این  گرایش وجود دارد ، که هر نقاشی خوبی را که به سالهای ابتدای سلطنت شاه  تهماسب تعلق دارد .به سلطان محمد یامیرک نسبت  دهند ولی اطلاعات، بررسی ارزیابی سبک او بسیار ناچیز است .

 دو عدد از نقیس ترین تصاویر نسخه بزرگ خمسه نظامی محفوظ در موزه بریتانیا که در بالاذکر آنها رفت  به وی منسوب اند وشاید تصاویر نسخه بزرگ خمسه نظامی  محفوظ در موزه بریتانیا  که در بالا ذکرآنها  رفت به وی منسوب اند وشاید  تصاویر دیگر همین  نسخه نیز از او باشند واین  نقاشی ها که یکی خسرو را به هنگام یافتن  شیرین در حال آب تنی نشان می دهد ودیگری که بهرام رادر حال شکار شیرها نمایش می دهد حاکی از آن است که هنرمند یک  نقشا  رنگ پرداز عالی ویک استاد سبک شکوهمند است . سلطان محمد در صفحه بی نظیر بزم نسخه دیوان حافظ کاریته نشان می دهد که کاریکا  تونگاری پر قدرت است وتصویر شاهزاده ای در همین نسخه ، که در پایان جوانی بر گردش حلقه زده اند  نمودار قدرت او در پیوند عناصر سنتی با طرح بندی جدیدی شاعرانه و ملیح است .

 سام میرزا برادر تهماسب و اسکندر منشی از آقا میرک  سخن به میان آورده اند .سام میرزا  در سال 957 ه /1550 ماز آقا  میرک زبان  تحسین فراوان می گشاید  واو را سر آمد بی رقیب نقاشان در بار معرفی می کند . آقا میرک در مقام رفیعی جای داشت و سیدی اصفهانی  بود و شعر نیز می سرود . احتمالا  همین امر که او از نسل پیغمبر _( ص ) بوده  بر شاه که بعد خود به مسائل مذهبی به حد افراط تعصب یافت موثر  افتاده  بطوری که  میرک را بعنوان مقرب خاص  خود انتخاب کرده بنابر گرفته عالی مورخ ترک میرک شاگرد  بهزاد واستاد سلطان  محمد بوده است  سید میر نقاش که در ضمیمه یکم نام  او آمده است گویا همان نقاشی است که پیرو بهزاد بوده وعالی درباره او سخن به میان آورده است .او سرپرست  کتابخانه  تبریز شاه تهماسب نقاشانی دربار او اصلا  از اصفهان یا سلطانیه  بوده است  بهترین نقاشیها  و طرحهای دوره شاه  تهماسب غالبا آثار منفردی هستند که به منظور مصور کردن  کتب تحصیلی نشد ه اند  . چند مجموعه  از این نقاشی ها موجود است . البته طراحی منفرد  ابداع جدیدی نبود ، قدرت این ابداعد به قرن پ

یش از آن باز می گرددولی هر چه سطح  هنرهای کتابسازی که پیش از آن تهیه تصاویر  جداگانه معمول تر باشد اثری نیز ار نقاشی کم نظیر نیمه اول قرن به نام محمد مومن  متعلق به آريالای بگیان نیز وجود داشت محمد مومن شاگر محمد هراتی بود .

 استاد مسلم طراحی قلمی محمدی ، پسرشاگرد  سلطان محمد بود که طرح هایش عموما دارای  ته رنگ خفیفی هستند .از او تا حدی بهتر از اکثر نقاشان آن زمان  سخن رفته اند زیرا وی سبکی اصیل وگیرا دارد و آثارش از حالت نشاط  امیز و طنز سرزنده  ای برخوردارند . یکی از معروف ترین طرح های اوصحنه ای روستایی را نشان میدهد که در آن گاوی کوهاندار  مشغول  شخم است . و زنان در خیمه مشغول نخریسی و صحبت با همدیگر هستند .

 رضای عباسی اثری از تقلیدی از نقاشی   چهره مرد جوانی در حال کتاب خواندن اثر محمدی دارد که در موزه بریتانیاست  .

در این  تصویر عبارتی است از محمدی را هراتی معرفی می کند . بااین حال چیزی از زندگی او نمی دانیم تصویر بسیار زیبایی از دودلداده  وصحنه ای از گلگشت  که هر دو اکنون در بشن هستند و طرح شوفی از دلقکان که در لینگراند است همگی نشانگر استعدادهای متعدد وچند جانبه محمدی هستند .

 البته تمام  طرحهایی را که به محمدی منسوب داشته اند اصل نیستند گذاشته از طرحهایی که در بالا نام بردیم آثار دیگری نیز از نمایشگاه  نشان داده شدند که شاید اصل باشد . این آثار طرحهای یک درویش جوان ویک جوان و یک نوازنده نو نیز نقاشی  چهره یک غلام بچه بودند .  به گفته عالی محمدی بر روی جلد های لاکی نقاشی می کرده است . این هنر در آن زمان رو به رواج گذاشته بود.

 این هنرمند  یک نقاشی از چهره خودبر جای گذاشته  که اکنون در بستن است .

 در نقاشی دوره  تهماسب  به نامهای میر سید علی وعبد الصور که بخاطر مقام رفعیشان  در هنر نو نیز به سبب سهم عمده ای که در تشکیل مکتب مغولی هند داشته اند  ، از اهمیت خاصی برخوردارند .  سید علی یکی از نقاشانی است که چنانچه  انتساب درست باشد در مصور کردن نسخه  خمسه نظامی که در سال 1543 به اتمام رسید  همکاری داشته است . یگانه اثر او در آن نسخه نشان می دهند که اونقاشی عالی با احساس خارق العاده ای در ترمیم  صحنه های زندگی روستایی بوده است .

موضوع  تصویر  مزبور دیدار مجنون از خیمه لیلی است . ولی هنرمند از موضوع اصلی فراتر رفته وتعدادی مناظره چوپانان ، کودکان ، و خدمتکاران زنی را نیز نشان میدهد که زندگی روزانه خودرا  در صحرا ودرخیمه گاه پوشیده اند . فرشهای مجلل می گذرانند .

 تصاویر متعددی از داستان عاشقانه امیر حمزه  که بر روی پارچه نقاشی شده  بر جای مانده است  این تصاویر موضوع کتابی را به نحوی زیبا تهیه شده تشکیل می دهند . دو عدد از این تصاویر در نمایشگاه  نشان داده  شده ولی احتمالا هیچ کدام از تصاویر  اثر واقعی هیچ یک از این دو هنرمند ایرانی نیستند .

 از نقاشی های میر سید علی تعداد بسیار اندکی در دست است بجز تصویر نسخه خمسه  نظامی تصاویر زیر را به اونسبت داده اند . دونمونه متعلق به  کارتیه که یکی از آنها در بستن است  دوعدد که در نمایشگاه به نمایش در آمد هیچ کدام را نمی توان با صراحت اصل دانست . نمونه بستن که یکی از  تصاویر نسخه  امیر حمزه  است به گمان دکتر کوماراسومی از سید  علی است علت این انتساب اساسابه سبب تشابه طراحی گله ای گوسفند با طراحی موضوع مشابهی  در تصویر نسخه خمسه نظامی است .بدرستی معلوم نیست که آیا این هنرمند در نقاشی تصاویر  بر جای مانده نسخه  حمزه سهمی داشته است یا نه ولی گمان قوی تر آن است که سیدعلی و یا عبد الصمد اثر بی نظیر « امپراتوران و شاهزادگان خاندان تیمور ، محفوظ در موزه بریتانیا را نقاشی کرده اند این تصویر نیز مانند تصاویر حمزه نقاشی بزرگی بر روی پارچه است . شاید این اثر از نخستین  سفارش یون بوده است و احتمالا به  تاریخ چند سال پیش از نیمه از قرن شانزدهم  تعلق دارد . عبد الصمد جانشین میر سید علی و مسوم به شیرینقلم سمت جانبی در هند داشت .اگر او را به سمت استادی ضرابخانه در پایتخت  خویش شهر فتحپور سیکری منصوب داشته بود . او بعدها در سال 1586 دیوان مولتان را تهیه کرد وی افتخار آموزش طراحی به اکبر را نیز داشت . پسرش دوست صمیمی جهانگیر بود و جهانگیر در کتاب خاطرات خود چنین بار از او یاد می کند .

 نکته قابل اهمیت  آن که  به میر سید علی و عبد الصمد هر دوازموقعیت اجتماعی شاخصی برخوردار بودند ولی از این نکته  و نمونه های مشابه نباید چنین استبناط کرد تمامی نقاشان در این دوره یا ادوار دیگر دارای  پایگاه اجتماعی رفعی بوده اند . البته فرمانروا در صورتی که دوستدار نقاشی بود بنابراین الطاف خویش به هنرمندان دربار اعتبار و حیثیت خاص می بخشید واگر  چه به هنرمندان خاصی ممکن بود از عزت و احترام  ویژه ای برخوردار شوند ولی مطابق چندین روابط امیران در ایران وچه در هند بین هنرمندان  تبعیض زیادی روا می داشت .

 وجهه عبد الصمد با سبب مهارت شگفت انگیزش در خطاطی افزودن می یافت .

دست او آنقدر با قدرت وسوی چشمانش به قدری قوی بود که نوشته اند  روی یک دانه خشخاش سوره صدور دوازده تر آن رانوشته اند  بر روی یک دانه  خشخاش سوره صدودوازدهم  ترآن را نوشته است .

 از  عبدالصمد چندین نقاشی دردست استدر کتابخانه بودلیان طرح  مقدماتی کوچک هست که از قدرت واقع گرایانه قابل توجهی مطابقت دارد و واقعه مهم ابتدای کار اکبر یعنی دستگیر شدن  شاه عبد المعالی جست  تولوی خان قوچی در سال 1556 را به تصویر کشیده است .این طرح شاید تا حدی متعاقب تر از زمان  واقعه مزبور ترسیم شده باشد .

 در نسخه خمسه نظامی آقای داسیون پرینس که در سال 1593 کتابت شده تمام یک صفحبه به نمایش صحنه شکار اختصاص یافته است .صحنه ای از آن گونه که در میان تصاویر اکبر نامه  غیر معمول نیست و پر از پیکره های انسان وحیوان است این تصویر از نظر سبک به اثار هندی این دوره  نزدیک است و اگر انتخاب آن به عبدلصمد  درست باشد نفوذ محیط را در تغییر قواعد  خالص ایرانی نشان میدهد . بر روی دواثر  مزبور عبارت مشابهی است که بعید می نماید امضاء باشند . زیرا کلمه غرور آمیز خواجه را دارد عمل خواجه عبد الصمد اگر چه نقاشی مغولی هند خیلی پیش از پایان قرن شانزدهم سبکی را متجلی ساخته  که به  مراتب بیشتر از موازین اروپایی و بومی سرچشه می گرفت  ولی در مراحل آغازین خود از هنرمندی به اوج تکامل خود در زمینه چهره نگاری ونقاشی حیوانات رسید تشخیص مایه ایرانی آن اغلب مشکل می نماید .

 یگانه کشور دیگری که نقاشی ایرانی بر هنر آن تاثیر محسوس داشت  ترکه بود . در آنجا  ترکمان از سنت قوی بومی در نقاشی بی بهره بودند ولی قرنها ادبیات  ایرانی رادر بسیاری از مناطق آن می خواندند  و تقلیدمی کردند و الگوها و موازین هنر ایرانی را به مراتب دقیق تر از هندیان پیروی می کردند . بسیاری از نقاشی های باصطلاح  ترکی قرن شانزدهم در واقع کار هنرمندان  ایرانی بود. همچنین می دانیم که  تنی از هنرمندان ایرانی در سایه حمایت سلاطین عثمانی کار می کرده اند از این نقاشی ها ترکی تعداد اندکی در برلینگتن هاوس به نامیش در آمدندودر باره دو عدد از آنها، که از شاهقلی هستند پیش از این صحبت کردیم . نقاشی متعاقب تری با شهرتی چند  ولی جان تبریزی شاگرد سیاوش بیگ گرجی است ، از او چندین نقاشی چهره وطرح از تک پیکره ها بر جای مانده است .


فصل سوم : نقاشی در عهد صفویه

د ر دهه های نخست حکومت  صفویان نقاشی همان راه مکتب هرات را ادامه می دهد . یکی از پر ازرش ترین آثار این دوره نسخه های مصوری از خمسه  نظامی است که تقریبا همه نقاشان معروف  زنان تصویر در آن کشیده اند . این نقاشان برخی چون آقامیرک  و میر سید علی از شاگردان  بهزاد بودند و برخی چون سلطان محمد  از او تاثیر گرفته بودند .

 در سالهای بعد به علت رشد  شهرنشینی  و حمایت از اصناف و پیشه وران و گسترش صنایع دستی ، به خصوص با ساختن کاخ های  جدیدی در پایتخت های جدید ، یعنی اصفهان  ضرورتا نقاشی شکل دیگری به خودمی گیرد  ودر مواردی  به صورت نقاشی  دیواری و غیره  مطرح می گردد به هر حال تا اندازه زیادی از حد کتاب آرایی پا فراتر می نهد .از  مشهورترین بناهای این عهده از نقاشی در آرایش داخلی آنها استفاده شده است . ساختمان عالی قاپو و چهل ستون در  اصفهان هستند .

 بخشی از تحول در نقاشی عهد صفوی به خاطر آشنایی با فرهنگ غربی است .چنانچه فرهنگ غرب دولت صفوی را  شدیدا مجذوب خود می سازد و برای اولین بار عده ای از نقاشان اروپایی به ایران می آیند . ومتقابلا   جوانانی را به ایتالیا فرستاده می شوند . تا نقاشی غربی را بیاموزند  بدین جهت   در اواسط عهد صفوی ما شاهد دو شیوه در نقاشی هستیم :


یکی نقاشی شیوه سنتی ویکی شیوه نقاشی اروپایی ماب تاثیر نقاشی غربی بر نقاشی ایران تنها در حد شکل تصاویر و رعایت بعد نمایی و سایه پردازی و غیره نیست . بلکه  در وسایل نقاشی نیز تغییراتی پدیدار می شود ، استفاده از رنگ وروغن  بوم نقاشی ورنگهای خاص نقاشیهای غربی از جمله این تغییراتی است .

از نقاشانی که به شیوه سنتی به نقاشی ادامه می دهند باید از محمدی ، آقا رضا ، رضا عباسی ، که احتمالا  همان آقا رضا است نام برد ، از خصوصیات آثار  پردارش آنها تکامل نگرش کمال الدین بهزاد به حالات طبیعی انسان بوده است و آنها در نهایت سادگی با دستی قوی وقلمی بر مهارت آثاری از  خود به جا گذاشته است که تا پیش از آن در نقاشی ایران سابقهنداشت . توجه رضا عباسی به خود انسان بیشتر از فضای اطراف او است . این نکته حتی در تاکید پرداخت او در شکل انسان نسبت به زمینه های ساده ای که در آثارش استفاده کرد کاملا روشن است .

  از این زمان به بعد نقاشی دیگر در خدمت کتاب آرایی نیست وشکلی مستقل بخود می گیرد . این نکته در آثاری که از هنرمندان به اروپا  رفته باقیمانده  آشکار تر است . از معروف ترین این هنرمندان محمد زمان نام دارد ، نقاشیهای او کاملا بر اساس نقاشی غربی است .موضوع نقاشی های محمد زمان در مواردی  رابطه ای با فرهنگ اسلامی ندارد . اما در ماردی با جنبه های فرهنگی زمان خودنظر داشته است که از جلمه آنها تصاویری است ، که بر  مبنای ادبیات فارسی کشیده شده است . عنصری که در نقاشی ایران قرون متمادی رعایت شده است یعنی استفاده از جنبه های تزئینی در نقاشی مثل وقت در جزئیات ریزه کاریها  پرداخت های ظریف در آثار محمد زمان  هم دیده می شود . حتی شکل درختها و گلهایی که درزمینه نقاشی های اوست . اکثرا به عنوان نقش مایه در حاشیه کتابها و با در خودنقاشی های گذشته وقتی همزمان اودیده  میشود .

+ نوشته شده در  86/09/29ساعت 11:48  توسط pazhoheshgaran_javan  |